رادوینرادوین، تا این لحظه: 15 سال و 5 ماه و 3 روز سن داره

رادوین پادشاه کوچک

بهار در بهار آمدنت...

1391/2/30 14:07
نویسنده : یلدا
313 بازدید
اشتراک گذاری

 ناز گل مادر خلاصه ای از خاطرات این یک سال رو برات تو  چند پست میذارم  ولی از این به بعد سعی میکنم  زود  به زود به روزش کنم.

عزیز قشنگم تو روز 22 اردیبهشت سال 90 ، بیمارستان کیش و توسط خانم دکتر سیمین شرفی و با عمل سزازین چشم به این دنیا باز کردی. یادم میاد که اون روز پنجشنبه بود. بابا کامیار و مادر جون توی اون روزها کمک من بودن تا بتونم زودتر سر پا بشم و به تو بهتر رسیدگی کنم . که از هردوشون تشکر میکنم.

 11روز بعد از تولدت مامان جون رفتن و من موندم و تو  بابایی.

هیچوقت یادم نمیره که زردی نوزادیت هرچند زیاد بالا نبود اما حدود دو ماه طول کشید تا رفع بشه. توی این مدت خیلی اذیت شدی چون دکترا همه اش ازت آزمایشهای مختلف گرفتن ازت و یه سری از آزمایشاتت رو هم ارسال کردیم تهران و... . بمیرم برات که دستای کوچولت پر بود از اثر کبودی ای که جای دست بود تا از خون بگیرن...

حدود 40 روزگیت بود که باباجونی و مامان جونی  و عمو بهزاد اومدن ببیننت. که مصادف شده بود با روز پدر.

برای اولین بار ٤ ماهت بود که از کیش خارج شدی. چون خیلی کوچیک بودی دلمون نمی اومد که تو هواپیما گوشات درد بگیره.

تا بعد...

 

 

 

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (1)

بابای ملیسا
29 اردیبهشت 91 14:39
سلام . باز هم مثل همیشه وبلاگ زیباتون نشون از قدرت قلمتون داره . خوشحال میشم به وبلاگ ملیسا سری بزنید و با نظرات قشنگتون ، تجلی بخش خاطرات فردای ملیسا ، دختر عزیزم ، باشید


با سلام
خوشحالم وبلاگ رادوین جون هنوز کاملاه راه نیفتاده ، بیننده و خواننده داره. اما شما منو با یه فرد دیگه اشتباه گرفتید .دلیلش هم اینه که من تازه اولین پستهاییه که نوشتم ولی شما نوشته بودید « مثل همیشه» بهر حال برای دختر نازتون آرزوهای خوب دارم . خوشحال میشم بازهم از وبلاگ رادوین دیدن کنید.